ارغوان!
شاخه ی هم خون جدامونده ی من
اسمان تو چ رنگ است امروز افتابی است هوا یا گرفتست هنوز
من در این گوشه که از دنیا بیرون است
اسمانی به سرم نیست از بهاران خبرم نیست
پ.ن:این روز ها حالم بد جور خراب است شاید یک روز منفجر شوم شاید... شاید ...شاید.. اما به هر حال این روز ها میگذرد من میگذرم تو میگذری !اهای زندگی! روی سخنم با توست ای درنده ترین درندگان!
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 10:42 توسط kamyarrad
|