بد ترین روز برای من
از فرهاد پرسیدیند:از شیرین چه خبر
گفت ارام تر...
من الان با لیلیم...
شده حالو روز زندگی من تازه همین چن دقیقه پیش فهمیدم دختری که ازش خوشم اومده بود رفته با یه نفر دیگه
ای کاش میومد با من و منو اون ما میشدیم ولی رفت با اون پسره شدن شما دیگه نمیدونم چی بگم؟؟؟
هر روز بعد از مدرسه عشقم این بود سر راه ببینمش ولی کل ارزوهام به باد رفت....
دگر خدا را احساس نمیکنم....
گوییی او هم وقتش پر شده است...
میگویند خدا هم لیلی برای خودش پیدا کرده...
و سری به ادم ها پایین دست نمیزند...
با بگویید خدا باماست
+ نوشته شده در سه شنبه هفتم آبان ۱۳۹۲ ساعت 20:17 توسط kamyarrad
|