جداشدی از زندگی من.....

اماشالت را پیشم جا گذاشته ای......

مردم میگویند دیوانه شده ای اخر میدانی.....

شبها شال تو را بغل میگیرم و میخوابم.......

شاید بودنت تازه شود........

کامیار راد